شب چهلم جنگ است. میانجیگران آتشبس فعال شدهاند و راست یا دروغ خبر میدهند که امریکا حاضر است برخی از خواستههای قبلی خود را رها کند. رؤیای جنگ از راه دور، جنگ آسان، و پیروزی آسانتر که در آن نیروهای امریکایی و اقتصاد امریکا از تبعات جنگ در امان باشد، فروپاشیده و آشکار شد که امریکا دیگر نمیتواند بدون هزینه راهبردی بجنگد و این یعنی افول یک ابرقدرت جوان آنلاین: نبرد کنونی با امریکا، دیگر یک درگیری مرزی یا تنش دورهای نیست. این جنگ، نقطهی پایانی بر نبرد تاریخی ایران با قلدری جهانی است. اکنون صفحه شطرنج به جایی رسیده که حریف دیگر هیچ سربازی برای حرکت ندارد. اما مسئله اینجاست که اگر شرایط ضعف دیپلماسی مثل سابق در ایران شکل بگیرد، ترس و اشتباه محاسباتی و فشار دیپلماتهای نادان، کاری میکند که همان یک سرباز بیحرکت حریف، دوباره وزیر خود را به بازی برگرداند.
واقعیت این است که هرگونه توافق با امریکا، جز بر اساس شروط پنجگانه ایران که مهمترین آن پرداخت غرامت جنگ و اعمال حاکمیت جدید ایران بر تنگه هرمز است، معنایی جز بازپروری قدرت حریف ندارد. اگر امروز جنگ را ناتمام بگذاریم و با خیال «مدیریت تنش» عقبنشینی کنیم، امریکا پس از بازسازی قوای خود، حملهای سنگینتر و تمامکننده را آغاز خواهد کرد. به عبارت روشنتر یا باید امریکا را از غرب آسیا بیرون کنیم، یا او را وادار به توافقی کنیم که در آن غرامت بپردازد و حاکمیت ما بر تنگههرمز را بپذیرد. هر راه حل میانی، فریب و خودفریبی است.
مهمترین شاخصه تغییر شرایط، حاکمیت کامل ایران بر تنگههرمز و راهندادن کشتیهای امریکایی به خلیج فارس است. این خط قرمز، نه یک شعار که نقطه شکست ابرقدرتی امریکاست. چرا؟ چون بدون حضور نظامی در آبهای خلیج فارس، رؤیای جنگ از راه دور و شلیک موشک از ناوهای دورافتاده برای امریکا به کابوسی لجستیکی تبدیل میشود.
برای دههها، راهبرد نظامی امریکا بر پایه «جنگ از راه دور» و «کمینهسازی تلفات» استوار بود؛ مفهومی که در آن نیروهای امریکایی با تکیه بر برتری هوایی، موشکهای کروز شلیکشده از ناوهای دور از ساحل، و الگوریتمهای هوش مصنوعی، بدون در خطرافتادن اقتصاد یا جان سربازان خود، دشمن را شکست میدادند. اما جنگ اخیر علیه ایران نشان داد که این رؤیا عملاً بر باد رفته است.
فروپاشی معادله جنگ بدون هزینه
به نظر میرسد رؤیای جنگافروزی از راه دور دیگر تعبیر نمیشود. نیویورک تایمز نوشت «ایران به رؤیای امریکا در ورود به جنگها از راه دور و پیروزی بر اساس الگوریتم هوش مصنوعی پایان داد.» حملات سایبری و موشکی ایران، الگوریتمهای دقیق امریکا را با عدمقطعیت و واکنشهای غیرخطی مواجه ساخت. جنگ هوایی و شلیک موشک از ناوها در اعماق اقیانوس نتوانست از نفوذ پهپادها و موشکهای تلافیجویانه به پایگاههای امریکا جلوگیری کند.
شبکهام. اس. ناو نوشت: «ترامپ در بهت فرو رفت و واقعیتهای جنگ، لفاظیهای او را به سخره گرفته است.»
یک مقام امریکایی به آکسیوس گفت: «پاسخ ایران سخت است و مشخص نیست که آیا به راه حل دیپلماتیک منجر خواهد شد یا خیر.»
خود ترامپ در اینباره نوشت: «ایرانیها جنگجویانی توانمند و مردمی بسیار قوی هستند. فکر نمیکنم در منطقه سرسختتر از ایران وجود داشته باشد، جنگجویان سرسخت و افراد سرسختی دارند.»
خسارتهای گسترده و شکست امنیت سربازان و اقتصاد
فایننشال تایمز نیز در همین راستا نوشت «ایران زیر بمباران همچنان به شلیک موشک ادامه میدهد» با جابهجایی پرتابگرها، سایتهای پنهان و مدیریت هوشمندانه ذخایر موشکی. این بدان معناست که اقتصاد و سربازان امریکایی دیگر در پناه فناوری نیستند.
همچنین معاون نظامی نجباء عراق هشدار داده «تمامی منافع، پایگاهها و نیروگاههای امریکا در منطقه، بدون خط قرمز، اهداف مقاومت خواهند بود.» یعنی هزینههای جنگ به خاک و نیروهای امریکایی سرایت کرده است.
جنایت گسترده و بیثباتی سیاسیسخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرده در ۳۸ روز جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونیستی، جنایاتی رخ داده که «روی بزرگترین جنایتکاران تاریخ را سفید کرده است.» شهادت شش کودک در قم، حمله به دانشگاه شریف با بمب سنگرشکن (پنجمین دانشگاه هدف گرفته شده)، و حمله به مراکز علمی و پژوهشی نشاندهنده ناامیدی از پیروزی میدانی و رویآوردن به تخریب زیرساختهای غیرنظامی است. این اقدامات نهتنها مشروعیت امریکا را نزد افکارعمومی جهان کاهش داده، بلکه شکست استراتژی «جنگ جراحی» را عیان کرده است.
فروپاشی ابرقدرتی یکجانبه
امریکا در این جنگ ثابت کرد که دیگر نمیتواند بدون پذیرش خسارت گسترده (نظامی، اقتصادی و اعتباری) وارد درگیری شود. رؤیای «جنگ برای دیگران، اما دور از خانه» از بین رفته است. در نتیجه، واشینگتن ناگزیر از پذیرش چندجانبهگرایی است. بیانیه ایران که «مذاکره با اولتیماتوم و تهدید به جنایت جنگی سازگار نیست» نشان میدهد دوران دیکتهکردن شرایط از موضع زور پایان یافته است.
در همین مفهوم آتلانتیک نوشت شکست اصلی ترامپ، لجاجتش در پذیرفتن قدرت ایران بود. این رسانه امریکایی با بیان اینکه جنگ با ایران ورود به یک باتلاق پرهزینهی کاملاً قابل پیشبینی بود، اما ترامپ باز وارد این جنگ شد نوشت: «شکست واقعی»، ناتوانی جامعه اطلاعاتی امریکا در کشف حقیقت نبود، بلکه «بیمیلیِ لجاجتآمیز» ترامپ در پذیرش حقایق تلخ مربوط به قدرت دفاعی ایران بود. سازمانهای اطلاعاتی مکرراً تکرار میکردند که بمباران منجر به تسلیم تهران نخواهد شد، اما ترامپ بدون توجه به این گزارشها، کشور را وارد مسیری کرد که انتهای آن مشخص نیست. این لجاجت اکنون امریکا را در جنگی گرفتار کرده که هزینههای آن فراتر از تصورات اولیهی کاخ سفید است».
جنگ علیه ایران نقطه عطفی در فروپاشی هژمونی نظامی امریکا محسوب میشود. رؤیای جنگ هوایی و موشکی از عمق دریا بدون هزینه برای سربازان و اقتصاد امریکا دیگر تحققناپذیر است. از این پس، واشینگتن چارهای جز تندادن به نظم نوین چندجانبهگرا و مذاکرهی بدون اولتیماتوم ندارد. ایران و محور مقاومت نشان دادند که «ابرقدرتی» که نتواند بدون خسارت گسترده بجنگد، عملاً فروپاشیده است.